اماء

لغت نامه دهخدا

( امآء ) امآء. [ اِم ْ ] ( ع مص ) امأاء. صد کس شدن قوم. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || صد کردن و صد نمودن. ( مصادر زوزنی ). صد کس گردانیدن قوم را. لازم و متعدی است. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
اماء. [ اِ ] ( ع مص ) بانگ کردن گربه. ( تاج المصادر بیهقی ). آواز کردن گربه. ( منتهی الارب، ذیل امو ) ( از قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ). امت الهرة اماءً؛ صاحت، مقلوب «مأت ». ( متن اللغة ).
اماء. [ اِ ] ( ع اِ ) ج ِ اَمَة. پرستاران. ( ترجمان علامه، تهذیب عادل ). کنیزکان. ( از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ):
آنها که مر ایشان را اندر شرف و فضل
مردان و زنان جمله عبیدند و امأاند.ناصرخسرو.متوطنان و ساکنان بلاد از اماء و عباد رابحسن سیرت و جمیل معدلت 45 سال محافظت نمود. ( تاریخ قم ص 7 ). و رجوع به اَمَة شود.

جمله سازی با اماء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برابری زنان و مردان یکی از آموزه‌های اجتماعی آئین بهائی و یکی از بنیادی‌ترین اصول آن است. اجرای این اصل ارتباط نزدیک و به‌هم‌پیوسته‌ای با عدالت اجتماعی، بلوغ جمعی نوع بشر و دستیابی به صلحی پایدار دارد. در متونِ بهائی اشارات زیادی به برابری جنسیتی و مفهوم آن گردیده، از جمله در این گفتارِ بهاءالله، بنیان‌گذار آئین بهائی، که صراحتاً تفاوت مابین زن و مرد رفع و به هر دو جنس جایگاه یکسان داده شده‌است: «قلم اعلی فرق مابین عباد و اماء را از میان برداشته و کل را در صُقع واحد به عنایت کامله و رحمت منبسطه مقر و مقام عطا فرمود.»

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز