باورداشت

لغت نامه دهخدا

باورداشت. [ وَ ] ( مص مرکب مرخم، اِ مرکب ) قبول. پذیرفت. قبول داشتن. پذیرفتن. ثقه: گفتند توکل چیست ؟ گفت: الثقة باﷲ؛ باورداشت خدای در روزی. ( تذکرة الاولیاء عطار ).

فرهنگ فارسی

قبول قبول داشتن

جمله سازی با باورداشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدو در نوشته‌هایش به بررسی نژادی بریتانیان پرداخت. او بر این باور بود که انگلیسی‌ها با تبار آنگلوساکسون آرواره‌های راست دارند، ولی ولزی‌ها و ایرلندی‌ها آروارهٔ پیش‌آمده دارند. او سلت‌ها را از دید نژادی متفاوت با آنگلوساکسون‌ها می‌دانست و باورداشت که آنان همانند انسان کرومانیون بوده‌اند و در پیوند با نژاد سیاه.

💡 (براى باورداشت شرافت و فضيلت علم، توجه به اين نكته، كافى و بسنده است كه: افراد ناصالح و فاقد بينش درست علمى، مدعى داشتن چنين علمى مى شوند و داعيه علم وشايستگى در آن را در سر مى پرورانند، و آنگاه كه آنها را به علم و دانش منسوب مىسازند و از آنان به عنوان عالم و دانشمند، ياد مى كنند سخت شادمان مى گردند.

💡 احتمال دارد که این باورداشت مردم گیلان که هنگام دچار شدن انسان به بیماری و تب، باید نخی به اندازهٔ طول قد بیمار بر سوراخ لانهٔ سگ بگذارند. اگر سگ نخ را پاره کند تب بیمار به جان سگ می‌افتد و او بهبود می‌یابد، از آیین «سگدید» سرچشمه گرفته باشد.

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز