لغت نامه دهخدا
الفینستون. [ اِ تُن ] ( اِخ ) دانشمند انگلیسی که درباره کتاب «بابرنامه » تتبعکرده است. رجوع به «از سعدی تا جامی » تألیف برون ص 513 و تاریخ هندوستان تألیف ارسکین ج 2 ص 117 شود.
الفینستون. [ اِ تُن ] ( اِخ ) دانشمند انگلیسی که درباره کتاب «بابرنامه » تتبعکرده است. رجوع به «از سعدی تا جامی » تألیف برون ص 513 و تاریخ هندوستان تألیف ارسکین ج 2 ص 117 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نخستین رئیس این دانشگاه هکتور بویس، کارشناس ارشد، دانشآموخته و استاد دانشگاه پاریس بود که از نزدیک با الفینستون در توسعه و راهاندازی دانشگاه همکاری میکرد. با وجود این تاریخ تأسیس، در واقع شروع آموزش تا ده سال بعد شروع نشد، و از اینرو دانشگاه آبردین مراسم پانصدمین سال تأسیس را در سال ۲۰۰۵ جشن گرفت.
💡 اولین دانشگاه در آبردین؛ کینگز کالج، در فوریهٔ ۱۴۹۵ توسط ویلیام الفینستون، در مقام اسقف آبردین، صدراعظم اسکاتلند، و دانشآموختهٔ دانشگاه گلاسکو تأسیس شد. وی پیشنویس درخواست را به نمایندگی از جیمز چهارم به پاپ الکساندر ششم ارائه کرد و در نتیجه صدور مجوز پاپ این دانشگاه آغاز به کار کرد.