ابوان

لغت نامه دهخدا

ابوان. [ اَ ب َ ] ( ع اِ ) تثنیه اب ( در حال رفعی ). ابوین. والدین. پدر و مادر.
ابوان. [ اَب ْ ] ( اِخ ) نام قریه ای به صعید ادنی در غربی نیل و آنرا ابوان عطیه گویند. || شهری بنزدیک دمیاط، نسبت بدان بؤنی باشد: حمز بؤنی. || قریه ای از خره بهنسی، هم به صعید.

فرهنگ فارسی

تثنیه اب درحال رفعی، پدرومادر
نام قریه بصعید ادنی در غربی نیل

جمله سازی با ابوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهِیمَ خصّا بذکر لانهما ابوان للانبیاء فالبشر کلهم من ولد نوح و العرب و العبرانیون کلهم من ولد ابراهیم وَ جَعَلْنا فِی ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْکِتابَ ای الکتب فهو للجنس و قیل الخط بالقلم فَمِنْهُمْ ای من الذریة مُهْتَدٍ ای من اهتدی باتباع الرسل و اخذ بما فی الکتاب وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ خارجون عن الایمان و الطاعة.

سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز