اهل دیده

لغت نامه دهخدا

اهل دیده. [ اَ ل ِ دی دَ / دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اهل بصیرت:
گر دیده یک اهل دیده بودی
دل مژده پذیر دیده بودی.خاقانی.

فرهنگ فارسی

اهل بصیرت

جمله سازی با اهل دیده

💡 منم چو مردم چشمت، به من نگاهی کن که اهل دیده به مردم نگاه باز کند

💡 نکرده دست تهی اهل دیده را قلاش به رنگ آیینه از نور می کنند معاش

💡 تمام طالب ماه اند اهل دیده و من که زادهٔ آدمیم، شکل هاله می طلبم

💡 ای کائنات ذات ترا مظهر صفات وی پیش اهل دیده صفات تو به ز ذات

💡 مرد باید که اهل دیده بُوَد تا در این راه حق گزیده بُوَد

💡 چو آب آینه آیین سربلندی تو بر اهل دیده عیان شد چه جای مدح منست

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز