انگشت نهادن

لغت نامه دهخدا

انگشت نهادن. [ اَ گ ُ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اعتراض کردن و عیب گرفتن. ( برهان قاطع ). اعتراض کردن بر قول کسی. نابود انگاشتن. عیب گرفتن. دخل و اعتراض کردن. ( ناظم الاطباء ). خرده گرفتن. آهو گرفتن. عیب آوردن. ( از مجموعه مترادفات ص 253 ). || ( اِ مرکب ) انگشت دشنام. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترکیبات انگشت شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) انگشت نهادن بر... ۱ - انتخاب کردن آن انگشت گذاشتن. ۲ - اعتراض کردن بر... ایراد گرفتن بر...

جمله سازی با انگشت نهادن

💡 مؤ لف: اين روايت از باب نشان دادن و انگشت نهادن بر نمونه و مصداق است در حالى كهلفظ آيه اعم است.

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
دارک یعنی چه؟
دارک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز