انجم فروز

لغت نامه دهخدا

انجم فروز. [ اَ ج ُ ف ُ ] ( نف مرکب ) انجم افروز:
چون ماه نخشبند مزور از آن چومن
انجم فروز گنبد هر انجمن نیند.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 174 ).لاجرم این گنبد انجم فروز
آنچه بشب دید نگوید بروز.نظامی ( مخزن الاسرار ص 166 ).و رجوع به انجم افروز شود.

فرهنگ فارسی

انجم افروز

جمله سازی با انجم فروز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون ماه نخشبند مزور از آن چو من انجم فروز گنبد هر انجمن نیند

💡 دوش که بود از حزن شمع دلم شعله زن سینه انجم فروز مشعله ی انجمن