الفت گرفتن

به معنای خو گرفتن و انس یافتن با چیزی یا کسی است؛ حالتی که در آن فرد به‌تدریج با یک وضعیت، اندیشه، شخص یا محیط آشنا شده و آن را می‌پذیرد. این واژه بر ایجاد پیوندی درونی دلالت دارد که از راه تکرار، هم‌نشینی و مداومت پدید می‌آید. الفت گرفتن، صرفاً عادت کردن ظاهری نیست، بلکه نوعی هماهنگی ذهنی و روحی را نیز در بر می‌گیرد که باعث آرامش و پذیرش می‌شود.

در کاربردی گسترده‌تر، به معنای مونس و همدم شدن، ایجاد دوستی، موافقت و سازگاری میان افراد یا حتی میان انسان و یک اندیشه یا باور است. هنگامی که انسان با کسی الفت می‌گیرد، میان آن دو رابطه‌ای پایدار و مبتنی بر درک متقابل شکل می‌گیرد. این مفهوم همچنین می‌تواند به سازواری و هماهنگی میان عناصر مختلف اشاره داشته باشد؛ به‌گونه‌ای که ناسازگاری اولیه جای خود را به پذیرش و همراهی می‌دهد.

در متون کهن فارسی، الفت گرفتن اغلب در معنای انس یافتن تدریجی به کار رفته است؛ چنان‌که در تاریخ بیهقی، تکرار گفت‌وگو و شنیدن اخبار موجب الفت گرفتن می‌شود، و در کلیله و دمنه، انسان با نگریستن ژرف‌بینانه به جهان و یاد آخرت، دل از امور ناپسند بریده و با مفاهیم والاتر انس می‌گیرد. بدین‌سان، الفت گرفتن فرایندی است تدریجی که از آشنایی آغاز می‌شود و به پیوندی عمیق و ماندگار می‌انجامد.

لغت نامه دهخدا

الفت گرفتن. [ اُ ف َ گ ِ رِ ت َ] ( مص مرکب ) خوگر شدن. انس گرفتن. مونس و همدم شدن.دوستی و موافقت. الفت داشتن. سازواری. با هم آمیختن: او را پیوسته بخواندندی تا حدیث کردی و اخبار خواندی و بدان الفت گرفتندی. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 106 ). هرآینه مقابح آنرا ( جهان را ) بنظر بصیرت بیند... و با یاد آخرت الفت گیرد. ( کلیله و دمنه ).
چنان بدام تو الفت گرفت مرغ دلم
که یاد می نکند عهد آشیان ای دوست.سعدی ( بدایع ).یاری که باقرینی الفت گرفته باشد
هر وقت یادش آید تو دمبدم بیادی.سعدی ( طیبات ).بسکه دل الفت بمشک از شوق آن کاکل گرفت.دانش ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خو گر شدن. انس گرفتن. مونس و همدم شدن.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز