الساق

لغت نامه دهخدا

الساق. [ اِ ] ( ع مص ) برچسبانیدن. ( منتهی الارب ). بچیزی وادوسانیدن. ( مصادر زوزنی ). بچیزی بادسانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). چسبانیدن. ( از اقرب الموارد ). الزاق. الصاق. ( اقرب الموارد ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
سوق (۱۷ بار)

جمله سازی با الساق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لست ساقی روز میثاق آن مراست قصهٔ والتفت الساق آن مراست

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز