( آحاد ) آحاد. ( ع اِ ) ج ِ اَحَد. یکان. ( التفهیم ). یک یک افراد و اشخاص: و قاضی فتوی داد که خون یکی از آحاد رعیت ریختن سلامت نفس پادشاه را، روا باشد.( گلستان ). || مرتبه اول از طبقات عدد.
احاد. [ اُ دَ ] ( ع ق ) یک یک. ( مهذب الاسماء ). یکی یکی.
- اُحاد اُحاد؛ یک یک. یکان یکان.
( آحاد ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ احد، یکان، یک ها. ۱ - افراد، اشخاص. ۲ - دستة اعداد نخستین از ۱ - تا ۹.
( آحاد ) ۱. = احدْ
۲. (ریاضی ) گروه اول اعداد، شامل عدد ۱ تا ۹، یکان.
۳. تک تک مردم.
( آحاد ) ( اسم ) جمع احد یکان یکها. ۱ - افراد اشخاص: آحاد رعیت. ۲ - طبق. نخستین اعداد شامل اعداد ۱ تا ۹. مقابل عشرات مات الوف. یا سلسل. آحاد. برای اندازه گرفتن کمیات مختلف از قبیل نیرو فشار کار توان سرعت و غیره ناگزیر باید واحدی اختیار و معلوم کرد که کمیت اندازه گرفتنی چند برابر واحد میباشد دو سلسل. آحاد که اهمیت بیشتری دارند ازین قرارند: ۱ - دستگاه سی. جی. اس. ( آحاد اصلی درین دستگاه عبارتند از: سانتی متر گرم و ثانیه ) ۲ - دستگاه ام. کا. اس. ( آحاد اصلی درین دستگاه عبارتند از: متر کیلوگرم و ثانیه )
جمع احدبه معنی یک، یکی، درحساب طبقه اول اعدادکه شامل عدد ۱ تا ۹ است
یکی یکی