اجب

لغت نامه دهخدا

اجب. [ اَ ج َب ب ] ( ع ص ) مجبوب. || بریده کوهان. ( زوزنی ) ( تاج المصادر ): بعیرٌ اجب؛ شتر کوهان بریده. ( منتهی الارب ). || شتری که کوزپشت نباشد. || ( اِ ) فرج. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

محبوب بریده کوهان

جمله سازی با اجب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به شکر آنچنان انعام جاوید به خود و اجب گرفتی جگ اسمید

💡 مدام از عمر برخوردار باشی اجب ربی رجائی یا الهی

💡 اذا ما الطیر غنت فی‌الصباح اجب داعی معاطاة الملاح

💡 کف جامی از جام خالی مبادا اجب دعوتی یا ولی الاجابه

💡 ز تو کام مشتاق خواهم از آن لب اجب دعوتی یا ولی‌الاجابه

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز