لغت نامه دهخدا
باربه. [ ب ِ ] ( فرانسوی، اِ ) نژادی از سگ.
باربه. [ ب ِ ] ( فرانسوی، اِ ) نژادی از سگ.
💡 با اینکه قاضی پرونده در جلسات دادگاه دو باربه عدم سو سابقه قاتل اشاره کرده بود، همسر خرسند در برنامه بدون تعارف تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، وقایع متناقضی دربارهٔ حادثه شرح داد و با استفاده از عبارت قاتل حرفه ای طی مصاحبه سعی در توجیه حکم صادره بدون طی مراحل قانونی کرد.
💡 وی در ۱۸۴۹ در کنستانتینوپل در به دنیا آمد و از کالج سن باربه فارغالتحصیل گشت. وی در ۷ اوت ۱۹۲۳ در سن ۷۴ سالگی در پاریس درگذشت.