باده کی

لغت نامه دهخدا

باده کی. [ دَ ] ( اِخ ) تیره ای از ایل نفراز ایلات خمسه فارس. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 87 ).
باده کی. [ دَ ] ( اِخ ) قریه ای است به شش فرسنگی در جانب شمال اسپاس. ( فارسنامه ناصری ).

فرهنگ فارسی

دهی در اسپاس

جمله سازی با باده کی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پای کی بر نهی به بام فلک باده کی در کشی ز جام ملک

💡 از کدوی باده کی باشد که گلها بشکفد در گل ساغر بهار خاطر ما بشکفد

💡 دادهٔ تو چون چنین دارد مرا باده کی بود کو طرب آرد مرا

💡 تا کی درنگ می به قدح کن زخم ببین انگور رفت کی به خم و باده کی رسید

💡 آیینه دلم شده از زنگ غم سیاه جز باده کی توان ز دل آن زنگ را زدود