باتس

لغت نامه دهخدا

باتس. [ ت ُ ] ( اِ ) باتش. به لغت اهل شبانکاره، ترنج باشد و آن میوه ایست معروف که پوست آنرا مربا کنند. و باشین نقطه دار هم آمده است. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( شعوری ) ( جهانگیری ). باتو. رجوع به باتش شود.
باتس. [ ت ُ ] ( اِخ ) بانی شهر سیرناست که آن شهر را در سال 631 ق.م. بنا نهاد و سلاطین سیرنا نیز همگی پس از وی نام اورا اتخاذ کردند. ( تمدن قدیم ترجمه فلسفی ص 459 ).

فرهنگ عمید

= بالنگ

فرهنگ فارسی

ترنج باشد

جمله سازی با باتس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باتس در سال ۱۸۴۶ مجدداً برنده انتخابات کنگره شد و از سال ۱۸۴۷ تا سال ۱۸۴۹ در کنگره خدمت نمود. او از سال ۱۸۴۷ تا سال ۱۸۴۹ رئیس کمیته امور نظامی بود و از این موقعیت در عوض مخالفت با جنگ، برای حمایت از ارتش (که پسراش در این ارتش جنگید و کشته شد) استفاده نمود. باتس بار دیگر در سال ۱۸۴۸ در انتخابات شکست خورد اما در سال ۱۸۵۰ مجدداً انتخاب شد.

💡 باتس پس از این‌که در کانون وکلای ویرجینیا پذیرفته شد، به شهرستان هنریکو ویرجینیا خارج از ریچموند نقل مکان نمود. مزرعه‌ای را به‌نام «نیم چاه» بر روی رودخانه چیکاومنی در ناحیه مزرعهٔ وارینا تقریباً در نُه مایلی شرق مرکز شهر ریچموند، به فعالیت انداخت. باتس از روش‌های پیشرفتهٔ کشاورزی که در «کارخانه‌جان مزارع جنوبی» از آن طرفداری می‌شد و همچنین کار برده استفاده می‌نمود. باتس همچنین اسب‌های مسابقه را تربیت و پرورش می‌کرد و حرفهٔ وکالت را نیز پیش می‌برد.

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز