اهل ذوق

لغت نامه دهخدا

اهل ذوق. [ اَ ل ِ ذَ / ذُو ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کسی که تجلیات وی از مقام روح و قلب به مقام نفس و قوای آن نازل شود چنان که آنها را بحس دریابد و با ذوق درک کند بلکه چنان از سیمای آنان هویدا گردد. ( از تعریفات جرجانی ). و رجوع به حکمت الاشراق ص 152 و 217 و رجوع به اهل و ترکیبات آن شود.

فرهنگ فارسی

کسی که تجلیات وی از مقام روح و قلب به مقام نفس و قوای آن نازل شود.

جمله سازی با اهل ذوق

💡 رضا شایان نیز در از گذراندن دورهای محکومیت در دهه شصت از زندان آزاد شده و در ۱۳۶۹ به علت سکته قبلی در گذشت. وی اهل ذوق و ادب و شعر و به موسیقی ایرانی علاقه‌مند بود.

💡 آنکو ز اهل ذوق سلیم است کی کند وصف نبات و ذکر شکر با دهان دوست

💡 نه شکّری نه شهد ولی نزد اهل ذوق چون شهد و چون شکر به‌حلاوت مسلمی

💡 ز خواب غفلتم بیدار گردانید فریاد درا امشب صدای اهل دل در گوش اهل ذوق جان دارد

💡 مرسوم است که در این شب بزرگ خانواده تفألی به دیوان حافظ می‌زنند و اهل ذوق و شاعری، سروده‌های خود را برای دیگران می‌خوانند. در مجموع این‌ها آدابی هستند که از فرهنگ باستانی مهر در میان مردم باقی مانده و هر سال با شب یلدا نو می‌شوند.

💡 آنها تقاضاى اعراض دارند، اما اعراض به معنى گذشت شما هم اعراض كنيد ولى به معنىتكذيب و انكار و اين دو تعبير مشابه با دو معنى كاملا متضاد لطافت و زيبائى خاصى داردكه بر اهل ذوق پوشيده نيست.

نحوه یعنی چه؟
نحوه یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز