انده بردن

لغت نامه دهخدا

انده بردن. [ اَ دُه ْ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) اندوه بردن. غم خوردن:
نیز چه خواهی دگر خوش بخور و خوش بزی
انده فردا مبر گیتی خوابست و باد.منوچهری.نبریم انده گیتی که بسی فایده نیست
اگر ایدون که بریم انده او ور نبریم.منوچهری.رفتم بر دربانش و گفتم سخن خویش
گفتا مبر انده که بشد کانت گوهر.ناصرخسرو.سعدیا انده بیهوده مبر دانی چیست
چاره کار تو جان دادن و جانان دیدن.سعدی.گفتم انده مبر که بازآید
روز نوروز و لاله و ریحان.سعدی.و رجوع به اندوه بردن شود.
|| زایل کردن اندوه. ازمیان بردن اندوه. زدودن اندوه:
نشاید بردن انده جز بانده
نشاید کوفت آهن جز بآهن.خاقانی.

فرهنگ فارسی

اندوه بردن. غم خوردن

جمله سازی با انده بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر حکم خدا دیگر نگردد به انده بردن از ما برنگردد

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز