اندریافت
مترادفها
دریافت، فهمیدن
لغت نامه دهخدا
اندریافت. [ اَ دَ ] ( مص مرکب ) دریافت. ادراک. ( فرهنگ فارسی معین ). وجدان. قوه مدرکه. ( یادداشت مؤلف ): و با آنکه کمال معقولات اندروی ( نفس ) نیست دردمنداست و به آن کمالی که دارد خوشی یابست بطبع خویشتن ولیکن تا اندر تن است از اندریافت خوشی و درد مشغول است. ( دانشنامه علائی چ احمد خراسانی ص 131 ). و دو قوت او را در افزود یکی قوت اندر یافت که او را مدرکه خوانند که حیوان چیزها بدو اندریابد. ( چهارمقاله ).
فرهنگ فارسی
ادراک دریافت.
جمله سازی با اندریافت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناخودآگاه جمعی از غرایز و اشکال موروثی ادراک یا اندریافت تشکیل میشود که هرگز فرد به آنها آگاهی نداشته و در طول زندگی او به دست نیامدهاند، بلکه وجه مشخص گروه کامل از افراد - خانواده، ملت یا همهٔ نوع بشر - میباشد.