اندرخ
لغت نامه دهخدا
اندرخ. [ اَ دَ رُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش حومه شهرستان مشهد با 456 تن سکنه. آب آن ازروخانه کشف رود و محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ). ظاهراً همان است که در تاریخ یمینی بدان اشارت رفته: ابوعلی بر صوب طوس رحلت کرد و فایق و ایمرک بدو پیوستند و باسر صفا و اتحاد معهود رفتند و نزدیک اندرخ صحرایی فسیح اختیار کردند و آنجایگاه فرود آمدند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ شعار ص 119 ).
جمله سازی با اندرخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دره آل، درهای نسبتأ عریض و دارای آبشاری زیبا با جریان دائمی آب میباشد که از کوههای هزار مسجد سرچشمه میگیرد این دره به زواندرخ در روستایی به همین نام منتهی میشود و سد کارده درقسمتی از این دره حد فاصل روستای اندرخ و کارده، دره را قطع میکند هر دو قسمت دره دارای جاذبههای خاص طبیعی و مورد توجه علاقهمندان به طبیعت و کوهنوردان است.