لغت نامه دهخدا
قیچی در. [ ق ِ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پایین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد، دارای 144 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات، بنشن است. راه فرعی به شوسه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
قیچی در. [ ق ِ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پایین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد، دارای 144 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات، بنشن است. راه فرعی به شوسه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
دهی از دهستان پایین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سال بعد به خاطر کاریکاتوری که در ان اسلامگراها و نفوذشان در سیاست را مورد انتقاد قرار داده بود، توسط دادستان کل طلعت عبدالله مورد بازجویی قرار گرفت. کاریکاتوریست برزیلی کارلوس لاتوف با کشیدن کاریکاتوری از او دفاع کرد، در آن کاریکاتور العدل با مدادی شبیه نیزه در برابر اسلامگرایان از خود دفاع میکرد. در فوریه ۲۰۱۳، کاریکاتوری کشید که در آن ختنه زنان را مورد انتقاد قرار میداد، آن کاریکاتور مرد از کار افتادهای را نشان میداد که از یک نردبان بالا رفته و با یک قیچی در دست تلاش میکرد گل قرمزی را که بین پاهای زن روییده ببرد. کاریکاتورهای او در مورد محاکمه پرزیدنت مبارک هم مشهور بودند.