امیا

لغت نامه دهخدا

امیا. [ اَم ْ ] ( اِ ) کیسه و همیان زر. ( از برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( هفت قلزم ). همیان. ( مؤید الفضلاء ) ( شرفنامه منیری ):
تمنای وصال خوبرویان
خیال خواب بر امیا فراغان.؟( از فرهنگ شعوری ج 1 ورق 98 ب ).

فرهنگ فارسی

کیسه و همیان زر

جمله سازی با امیا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ین شهر در جنوب شرقی این ناحیه، که شهرهای پیشین اوراوا، امیا، یونو و ایواتسوکی را به هم ملحق می‌کرد، واقع است.

💡 در طول جنگ جهانی دوم، اقدامات مختلفی برای محافظت از بن‌سای‌ها در برابر خشونت جنگ انجام شد. در دهکده بن‌سای امیا، همه کشاورزان به خدمت سربازی فراخوانده شدند و کشت بن‌سای باید جای خود را به تولید غذا می‌داد. یکی از ۲۳ تولیدکننده معاف شد.

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز