اموزشی

مترادف‌ها

آموزشی، تربیتی

متضادها

غیرآموزشی

لغت نامه دهخدا

( آموزشی ) آموزشی. [ زِ ] ( ص نسبی ) طالب علم. دوستدار آموختن:
بدو گفت دانا شود مرد پیر
که آموزشی باشد و یادگیر.فردوسی.

فرهنگ معین

( آموزشی ) (زِ ) (ص نسب. )۱ - تعلیمی. ۲ - دوستدار آموختن.

فرهنگ عمید

( آموزشی ) ۱. مربوط به آموزش.
۲. [قدیمی] طالب علم و دوستدار آموختن: بدو گفت دانا شود مرد پیر / که آموزشی باشد و یادگیر (فردوسی۲: ۲۴۶۰ ).

فرهنگ فارسی

( آموزشی ) ( صفت ) منسوب به آموزش. ۱ - تعلیمی تعلیماتی: امور آموزشی. ۲ - طالب علم دوستدار آموختن: بدو گفت دانا شود مرد پیر که آموزشی باشد و یاد گیر ( فردوسی ).

جمله سازی با اموزشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سات سانگ مرکزی در دیال باغ، شهر آگرا همچنین محل یک دانشگاه خصوصی، مؤسسه اموزشی دیال باغ دانشگاهی(۱۹۸۱) شناخته می‌شود که بخاطر آموزش علوم، مهندسی، تکنولوژی، علوم انسانی و الهیات و غیره با تأثیری از سیستم‌های علمی شناخته می‌شود.

💡 کتابخانه مویدالاطبا، به همراه کتابخانه های مختلف دانشکده‌ها، بیمارستان های اموزشی و مراکز تحقیقاتی از جمله کتابخانه های این دانشگاه میباشند.

💡 ویدئوهای آموزشی منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی، ابزار بسیار قدرتمندی برای یادگیری مهارت‌های فنی و هنری در دوران جدید تکنولوژی و اینترنت محسوب می‌شوند.

💡 هر مرکز آموزشی باید برنامه‌های خود را به گونه‌ای تنظیم کند که با نیازهای واقعی بازار کار و تحولات سریع علمی روز هماهنگ باشد.

💡 مدیران مدارس باید با استفاده از ابزارهای آموزشی مدرن و دیجیتال، انگیزه یادگیری را در دل دانش‌آموزان افزایش داده و فرآیند آموزش را جذاب کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران