حبسه
🌐 آفازی
قید (adverb)
📌 در بازداشت
وجه وصفی (participle)
📌 بازداشت شده
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 زندانی
جمله سازی با حبسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لكن حبسه ثالثة أيام على ذمة التحقيق عالمة خطيرة
اما بازداشت او به مدت سه روز تا زمان تحقیقات، اقدامی خطرناک است.
💡 حبسه المرض في البيت أيامًا طويلة بعيدًا عن عمله.
بیماری او را مجبور کرد روزهای طولانی در خانه بماند و از کارش دور بماند.
💡 والسبب األقوي إنها عارفة إن حبسه ليها وإصراره على وجودها جنبه كله كان بدافع الحب.
قویترین دلیل این است که او میداند که حبس او و اصرار او برای حضورش در کنارش، همگی از روی عشق بوده است.
💡 حبسه القاضي على ذمة القضية حتى تظهر النتائج.
قاضی او را تا مشخص شدن نتیجه پرونده بازداشت کرد.
💡 حبسه الحارس في الغرفة الصغيرة إلى أن تصل الشرطة.
نگهبان او را تا رسیدن پلیس در اتاق کوچک حبس کرد.