لغت نامه دهخدا
الها. [ اِ لا ] ( منادا،صوت ) مأخوذ از عربی، یعنی ای خدا. ( ناظم الاطباء ). از اله عربی + الف ندا، خدایا. بارالها نیز گویند.
الها. [ اِ لا ] ( منادا،صوت ) مأخوذ از عربی، یعنی ای خدا. ( ناظم الاطباء ). از اله عربی + الف ندا، خدایا. بارالها نیز گویند.
۱. مشغول کردن، سرگرم ساختن.
۲. غافل کردن.
( مصدر ) مشغول کردن.
اسم: الها (دختر) (عربی) (تلفظ: elhā) (فارسی: اِلها) (انگلیسی: elha)
معنی: شادی آوردن، ( مصدر باب افعال از لهوء )، بسیار بخشش کردن، به شنیدن آواز مشغول شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بار الها قدم دل بره راست بدار تا بهر گام مر او را رسد از قرب نوید
💡 جهل به معارف دينى و مبدء و معاد، همانگونه كه قرآن ازقول مشركان در مورد معبود حقيقى (الله ) نقل مى كند كه مى گفتند: اءجعل الالهة الها واحدا
💡 یرید لم یبعث رسولا الا بتوحید اللَّه و لم یأت رسول بان لهم الها غیر اللَّه.
💡 مسلما جواب اين سؤ الها منفى است، با نهايت تاسف هنوز بسيارند كسانى كه مقياس سنجشحق و عدالت را منافع شخصى خويش مى پندارند، و به حقوق
💡 اى رسول ما (در دعا) بگو بار الها من از وسوسه و فريب شيطان به تو پناه مى آورم(97).
💡 آمدیم از فضل و لطفت از عدم سوی وجود بار الها با چنین حالت پشیمان گشته ایم