لغت نامه دهخدا
الفعل. [ ] ( اِخ ) بمعنی «خداوند ثواب اوست »، نام مردی از بن یامینیان که بعضی از پسران او شهر نود و لود و دهات آنها را ساختند. ( از قاموس کتاب مقدس ).
الفعل. [ ] ( اِخ ) بمعنی «خداوند ثواب اوست »، نام مردی از بن یامینیان که بعضی از پسران او شهر نود و لود و دهات آنها را ساختند. ( از قاموس کتاب مقدس ).
بمعنی خداوند ثواب اوست نام مردی از بن یامینیان که بعضی از پسران او شهر نود و لود و دهات آنها را ساختند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «وَ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ یَبْکُونَ» کرّر القول لتکرّر الفعل منهم، «وَ یَزِیدُهُمْ» تلاوة القرآن و بکاؤهم، «خُشُوعاً» خضوعا و تواضعا لربّهم.
💡 و یقبح من سواک الفعل عندی و تفعله فیحسن منک ذاکا