الفت گرفته
واژهٔ اُلفتگرفته یک اسم مفعول مرکب در زبان فارسی است که به معنای رام، آموخته و مأنوسشده به کار میرود. این واژه حالتی را توصیف میکند که در آن فرد، حیوان یا حتی ذهن انسان، بر اثر تکرار، مجاورت یا تجربهٔ مستمر، با شرایط، رفتار یا محیطی خاص خو گرفته و دیگر نسبت به آن احساس بیگانگی یا مقاومت ندارد.
«اُلفتگرفته» غالباً برای بیان فرآیند تدریجی انسپذیری و پذیرش به کار میرود؛ فرآیندی که در آن ناآشنایی اولیه جای خود را به آشنایی، آرامش و سازگاری میدهد. در این معنا، واژه میتواند هم در زمینههای رفتاری و روانی و هم در توصیف وضعیتهای اجتماعی و تربیتی کاربرد داشته باشد؛ مانند حیوانی که به حضور انسان اُلفت گرفته یا فردی که به شرایط تازهٔ زندگی خو کرده است.
از نظر ریشهشناسی و معنایی، «اُلفتگرفته» مستقیماً با مفهوم «اُلفت» پیوند دارد و درک دقیق آن نیازمند رجوع به مدخل «اُلفت» است. «اُلفت» به معنای انس، پیوند و نزدیکی عاطفی یا رفتاری است و ترکیب آن با «گرفته» بر تثبیت و دوام این حالت دلالت میکند؛ یعنی وضعیتی که دیگر موقتی نیست و بهصورت پایدار در فرد یا موضوع مورد نظر شکل گرفته است.
مترادفها
مأنوس شده، عادت کرده، خو گرفته، آشنا شده
متضادها
بیگانگی، دوری، بیزاری
لغت نامه دهخدا
الفت گرفته. [ اُ ف َ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) رام. آموخته. انس گرفته. رجوع به الفت شود.
فرهنگ فارسی
رام. آموخته. انس گرفته
جمله سازی با الفت گرفته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و گفت: الهی! من غریبم و ذکر تو غریب و من با ذکر تو الفت گرفته ام زیرا که غریب با غریب الفت گیرد.
💡 از بس دلم به تیر تو الفت گرفته است از خانهٔ کمان تو بیرون نمیرود
💡 پیوستگان عشق تو از خود بریدهاند الفت گرفته با تو و از خود رمیدهاند
💡 کودک پس از مدتی زندگی در محیط جدید و آشنایی با همسایهها، به تدریج با قوانین خانه الفت گرفته و دیگر از رفتارهای آنها نمیترسد.
💡 او پس از سالها کار در این شهر بزرگ، به تدریج با شلوغی خیابانها و صدای همیشگی خودروها الفت گرفته و دیگر آنها را آزار نمیدهد.
💡 حیوان خانگی جدید که ابتدا بسیار وحشتزده بود، اکنون به صاحب جدید خود الفت گرفته و با دیدن او به سمت وی میدود.