افحام

لغت نامه دهخدا

افحام. [ اِ ] ( ع مص ) بازداشتن اندوه کسی را از شعرگوئی. ( ناظم الاطباء ). از شعرگوئی بازداشتن کسی را اندوه. ( منتهی الارب ). || گریستن کودک چندانکه آوازش سپری شود. || بانگ کردن گوسپند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || خاموش گردانیدن بحجت و خصومت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). خاموش گردانیدن به حجت. ( از منتخب بنقل غیاث اللغات ). اسکات کردن. زبان کسی را بستن. ( یادداشت بخط مؤلف ): و این جوابی است که خصم را افحام و اسکات میکند. ( تجارب السلف ص 39 ). || قطع کردن سخن کسی را. || سیر نا کردن در شدت تاریکی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). در اول شب نارفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). || مفحم یافتن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). درمانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). درمانیدن کسی را. ( المصادر زوزنی ). فرومانده یافتن کسی را. ( ناظم الاطباء ). || ناشاعر یافتن. ( آنندراج ). کسی را ناشاعر یافتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ).

فرهنگ فارسی

باز داشتن اندوه کسی را از شعر گوئی.

جمله سازی با افحام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از مصنفات جناب المفتی العلامه در علم کلام، کتاب تشییدالمطاعن و کشف‌الضغائن است در رد باب هشتم تحفهٔ اثناعشریهٔ شاه‌عبدالعزیز دهلوی و آن کتابی است نهایت مبسوط در دو مجلد کبیر که مثل آن در حسن بیان و رشاقت و لطف تقریر و متانت تحریر و استیعاب اقوال و ضبط احوال رجال و افحام معاندین و قطع لسان جاحدین و استیصال شبهات مخالفین و ایضاح … این جماعت زائغین از سابق ازمان تا این اوان از تصانیف احدی از علمای اعلام و افاضل عالی‌مقام به ظهور نرسیده

دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
بلندگو یعنی چه؟
بلندگو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز