اعلق

مترادف‌ها

آویزان، لخته خون

لغت نامه دهخدا

اعلق. [ اَ ل َ ] ( ع ن تف ) چسبنده تر.
- امثال:
اعلق من الحنا.
اعلق من قراد.

جمله سازی با اعلق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جانان و جانم جان و روانم نی بلکه اعلق نی بلکه اربط

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران