اع

لغت نامه دهخدا

اع. [ اُ ] ( ع اِ صوت ) صدای حالت قی: در کشتی بودم دیدم دریا طوفانی است و صدای اُع از هر مسافری بلند است. ( فرهنگ نظام ). و رجوع به اع اع شود.

فرهنگ فارسی

صدای حالت قی. مثال در کشتی بودم دیدم در دریا طوفانی است و صدای اع از هر مسافری بلند است.

جمله سازی با اع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای شادی عید چون به کام دل اع دایم شده محبوس درین غمکده مع

ایچ یعنی چه؟
ایچ یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز