اظل

لغت نامه دهخدا

اظل. [ اَ ظَ ل ل ] ( ع اِ ) شکم انگشت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). شکم انگشت. قسمت نزدیک جلو قدم از بیخ ابهام تا بیخ خنصر یا شکم انگشت نزدیک پشت قدم. ( از متن اللغة ). || شکم سپل شتر.ج، ظُل، شذوذاً. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). عجاج در قول خود: تشکو الوجی من اظلل و اظلل، بفک ادغام خوانده جهت ضرورت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). اَظَل شتر؛ درون سپل آن. ج، ظُل و آن شاذ است زیرا کلمه اسم است نه صفت. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). زیر سَوَل اشتر. ج، اَظَلات، اظلال، اظالل. ( مهذب الاسماء ).
اظل. [ اَ ظَل ل ] ( ع ن تف ) سایه دارتر.
- امثال:
اظل من حجر ( لکثافته ). ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

سایه دار تر اظل من حجر

جمله سازی با اظل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اذا اظل السماء یحجبها اضحت و اضحت سماء بغداد

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز