لغت نامه دهخدا
اشاوه. [ اَ وِه ْ ] ( ع اِ ) ج ِ شاة. ( منتهی الارب ). || ج ِ شی ( نادراً ).
اشاوه. [ اَ وِه ْ ] ( ع اِ ) ج ِ شاة. ( منتهی الارب ). || ج ِ شی ( نادراً ).
جمع شاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درههای واخان، شغنان، اشاوه، منجان، جرم، درواز، درایم، کشم، ارسج، حنجاب، فرخار، دره اشکمش، خوست فرنگ، سمندان اندراب، خنجان، دوآب، سراب، تاله برفک میباشد.