لغت نامه دهخدا
( استنة ) استنة.[ اَ ت َ ن َ ] ( ع اِ ) یکی استن. رجوع به استن شود.
استنه. [اِ ت ِ ن ِ ] ( اِخ ) کرسی کانتن مُز، از ناحیت وِردون در ساحل رود مُز، دارای 3183 تن سکنه و راه آهن از آن گذرد و فولادسازی دارد.
( استنة ) استنة.[ اَ ت َ ن َ ] ( ع اِ ) یکی استن. رجوع به استن شود.
استنه. [اِ ت ِ ن ِ ] ( اِخ ) کرسی کانتن مُز، از ناحیت وِردون در ساحل رود مُز، دارای 3183 تن سکنه و راه آهن از آن گذرد و فولادسازی دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوآوری مهم دیگر، مسیرهای کوهستانی بود. یکی از کارکنان دگرانژ به نام آلفونس استنه او را به سفری در گردنههای بایار و بالون دالزاس برد تا دگرانژ را ترغیب به گنجاندن این گردنهها در مسیر تور کند. دگرانژ پذیرفت و گفت در صورت سخت بودن سربالاییها استنه مقصر است.