ادغم

لغت نامه دهخدا

ادغم. [ اَ غ َ ] ( ع ص ) دیزه. دیزج. ( قاموس ). اسب دیزه. ( منتهی الارب ). خر دیزه. ( مهذب الاسماء ). و فی المثل: الذئب ادغم. ( منتهی الارب ). || سیاه بینی. || چاروائی که سر بینی و بالای بینی از روی اوسیاه باشد. اطخم. || آنکه در بینی سخن گوید. || رنگ سیاه. ( مهذب الاسماء ). سیاه چرده. || سپیدچرده. ( از اضداد است ). مؤنث: دَغْماء. ج، دُغم. ( منتهی الارب ). || کبش ادغم؛ آنکه سیاهی کمی دارد خاصه در دو گوش و زیر گلو.

جمله سازی با ادغم

💡 یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ هذا خطاب النّبی (ص) و الْمُدَّثِّرُ المتدثّر ادغم التّاء فی الدّال لقرب مخرجیهما. و السّبب فیه‌

💡 باهی ادغم در ۱۳ آوریل ۱۹۹۸، در سن ۸۵ سالگی درگذشت.

💡 باهی ادغم (عربی: الباهي الأدغم؛ زاده ۱۰ ژانویهٔ ۱۹۱۳ – درگذشته ۱۳ آوریل ۱۹۹۸) یک سیاست‌مدار اهل تونس بود. وی از ۷ نوامبر ۱۹۶۹ تا ۲ نوامبر ۱۹۷۰ نخست‌وزیر این کشور بود.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز