احقاب

لغت نامه دهخدا

احقاب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ حُقُب و حُقب. روزگارها. سالهای هشتاد هشتاد. زمانهای درازپی درپی. || ج ِ حَقَب، بمعنی پالان اشتر.
احقاب. [ اِ ] ( ع مص ) احقاب معدن؛ نیافتن چیزی در کان. یافت نشدن چیزی در معدن. ( منتهی الارب ). || احقاب بعیر؛ تنگ بستن بر شتر. || در حقیبه نهادن. ( تاج المصادر ) ( زوزنی ). || در پس خود بستن شترسوار چیزی را. || پس خود بر شتر سوار کردن کسی را. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

احقاب معدن یافت نشدن چیزی در معدن

جمله سازی با احقاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 احقاب به عربی ( الأحقاب )، روستایی است در دهستان اثاور از توابع استان رَیمه در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
جل جلاله یعنی چه؟
جل جلاله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز