واژه «آتشنهاد» در زبان فارسی یک صفت مرکب است که در معنای اصلی خود به فرد یا موجودی اشاره دارد که دارای طبعی آتشین، تندخو، پرخشم و سوزان است و رفتار و سرشت او با شدت، هیجان و گاه خشونت همراه است. این واژه در ادبیات فارسی معمولاً برای توصیف شخصیتهایی به کار میرود که روحیهای پرشور، غیرقابلمهار و بسیار قوی دارند و واکنشهای آنان سریع و شدید است. در برخی کاربردهای ادبی، «آتشنهاد» علاوه بر ویژگی اخلاقی، میتواند به معنای رنگ و جلوه آتشین نیز به کار رود و به موجودی با ظاهر سرخفام، درخشان یا تابناک اشاره کند. این صفت بیشتر در متون شاعرانه و حماسی دیده میشود و برای شخصیتپردازی قهرمانان یا افراد بسیار قدرتمند و پرهیجان استفاده میگردد. از سوی دیگر، اگر «آتش نهاد» به صورت فعل و ترکیب فعلی در جمله به کار رود، معنای متفاوتی پیدا میکند و به مفهوم «آتش روشن کرد» یا «آتش افروخت» اشاره دارد. در این حالت، واژه «نهاد» به معنای گذاشتن و قرار دادن است و ترکیب آن با «آتش» به عمل ایجاد یا برافروختن آتش دلالت میکند. بنابراین این عبارت بسته به نوع کاربرد، یا یک صفت توصیفی برای بیان ویژگیهای شخصیتی و رفتاری است یا یک فعل ساده با معنای روشن کردن آتش. در متون ادبی، معنای صفتی آن بیشتر رایج است و بار معنایی عاطفی و تصویری قوی دارد. این واژه به دلیل ترکیب زیبای معنایی خود، در شعر فارسی برای بیان شدت احساسات، خشم، عشق یا شجاعت بسیار مورد استفاده قرار گرفته است. در مجموع، «آتشنهاد» واژهای چندوجهی است که هم در توصیف شخصیتهای پرشور و خشمگین و هم در بیان عمل روشن کردن آتش کاربرد دارد.
اتش نهاد
لغت نامه دهخدا
( آتش نهاد ) آتش نهاد. [ ت َ ن ِ / ن َ ] ( ص مرکب )آنکه طبع آتش دارد. آنکه برنگ آتش است:
چو گلبن از تن آتش نهاد عکس افکند
بشاخ او بر دُرّاج شد ابستاخوان.خسروانی.
فرهنگ عمید
( آتش نهاد ) آن که یا آنچه طبع آتش دارد یا به رنگ آتش است.
فرهنگ فارسی
( آتش نهاد ) ( صفت ) ۱ - آنکه طبع آتش دارد. ۲ - آنچه برنگ آتش است.
آ نکه طبع آتش دارد
جمله سازی با اتش نهاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر اتش نهاد و تنش را بسوخت دگر باره چشم خرد را بدوخت