ابوعبدالعزیز

لغت نامه دهخدا

ابوعبدالعزیز. [ اَ ع َ دِل ْ ع َ ] ( اِخ ) تابعی است. او از ابی هریره و از او ابوحمزه روایت کند.
ابوعبدالعزیز. [ اَ ع َ دِل ْ ع َ ] ( اِخ ) سعیدبن عبدالعزیز. از روات است.
ابوعبدالعزیز. [ اَ ع َ دِل ْ ع َ ] ( اِخ ) عاصم بن عبدالعزیز. از روات است.
ابوعبدالعزیز. [ اَ ع َ دِل ْ ع َ ] ( اِخ ) موسی بن عبیدة الربذی. از روات است.

فرهنگ فارسی

سعید ابن عبدالعزیز از روات است

جمله سازی با ابوعبدالعزیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جندالاقصی گروه شورشی اسلام‌گرای مخالف حکومت اسد در جنگ داخلی سوریه بود. این گروه توسط ابوعبدالعزیز القطری تشکیل شده بود و ابتدا با نام سرایاة القدس و به عنوان یکی از زیرشاخه‌های جبهة النصره فعالیت می‌کرد اما به دلیل اختلافاتی که با النصره پیدا کرد از آن جدا شد.

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز