بشیون

لغت نامه دهخدا

بشیون. [ ب َ ] ( ص ) بشیبون. بمعنی فربه باشد که نقیض لاغر است. ( برهان ) ( از مؤید الفضلاء ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). فربه، ضد لاغر و فربی نیز مترادف این است. بتازیش سمین گویند. ( شرفنامه منیری ). فربه و سمین. ( ناظم الاطباء ). فربه و چاق. ( فرهنگ نظام ). رجوع به فرهنگ رشیدی شود.

جمله سازی با بشیون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تنی زاهل خبر گوید که یک زن دوید از خیمه گه بیرون بشیون

💡 در آن ساعت غریو از خلق برخاست گروهی شاد شد خلقی بشیون

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز