لغت نامه دهخدا
ابن خال. [ اِ ن ُ ] ( ع اِ مرکب ) پسردائی. خالوزاده. پسرخالو. دائی زاده. پسر نیای مادری. ( مهذب الاسماء ).
ابن خال. [ اِ ن ُ ] ( ع اِ مرکب ) پسردائی. خالوزاده. پسرخالو. دائی زاده. پسر نیای مادری. ( مهذب الاسماء ).
پسر دائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنکه را این خبیث خال بُوَد مؤمنان را کی ابن خال بُوَد