لغت نامه دهخدا
ناف شب. [ ف ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از نصف شب است. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرا ). نصف شب. ( ناظم الاطباء ). دل شب:
اگر ناف بهشت از شب تهی ماندآن نمی دانم
مرا در ناف شب دانم بهشتی آشکارست این.خاقانی.
ناف شب. [ ف ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از نصف شب است. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرا ). نصف شب. ( ناظم الاطباء ). دل شب:
اگر ناف بهشت از شب تهی ماندآن نمی دانم
مرا در ناف شب دانم بهشتی آشکارست این.خاقانی.
کنایه از نصف شب است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر ناف بهشت از شب تهی ماند آن نمیدانم مرا در ناف شب دانم بهشتی آشکار است این
💡 همچو چین طره ی مشکین بت رویان چین شد جهان از ناف شب پر نافه ی مشک تتار
💡 ای دل مجوی نافه ی مشک ختا ولیک در ناف شب دو سلسله ی مشکبار جوی
💡 تخم کواکب تو پراکنده ای ناف شب از مشگ تو آکنده ای