مهیر

لغت نامه دهخدا

مهیر. [ م َ ] ( اِ ) ماه. قمر. ( برهان ). یکی از نامهای ماه است. ( جهانگیری ):
چو پشت آینه ست اجسام اینجا
شود چون روی آیینه مصفا
نه شمسی ماند آنجا نه مهیری
نه ظلی بینی آن جا نه منیری.عطار.
مهیر. [ م ُ هََ ] ( اِخ ) ابن سلمی بن هلال دؤلی، از بنی حنیفة. از رؤسای یمامه در اواخر عصر مروان است و به سال 126 هَ. ق. درگذشته است. ( از الاعلام زرکلی ج 8 ص 264 ).

فرهنگ معین

(مَ ) (اِ. ) ماه، قمر.

فرهنگ عمید

ماه، قمر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ماه قمر: چو پشت آینه است اجسام اینجا شود چون روی آیینه مصفا. نه شمسی ماند آنجا نه مهیری نه ظلمی بینی آنجا نه منیری. ( عطار )

دانشنامه عمومی

مهیر ( به عربی: المهیر ) یک شهرداری در الجزایر است که در استان برج بوعریریج واقع شده است. مهیر ۱۵٬۱۶۰ نفر جمعیت دارد.

ویکی واژه

ماه، قمر.

جمله سازی با مهیر

💡 خانوادهٔ مهیر به دنبال او می‌گردند و با کشف یک جسد که نشانه‌ای از مهیر را دارد به این نتیجه می‌رسند که مهیر کشته شده‌است.

💡 به‌طور خیلی اتفاقی انوپم برادر مندرا است. انوپم از مندرا برای شرکت در مراسم عروسی خود با تولسی دعوت می‌کند. مندرا مهیر را نیز به همراه خود می‌آورد. و در مراسم عروسی خانواده ویرانی متوجه زنده بودن میر می‌شوند.

💡 با پیدا شدن خانوادهٔ مهیر، مندرا که می‌خواست با مهیر ازدواج کند سرخورده می‌شود. او بارها به مهیر تلفن می‌زند که این کار به واکنش تولسی می‌انجامد. در آخر مندرا به مهیر می‌گوید که از او دارای فرزندی است.

💡 به‌طور شگفت‌آوری مهیر زنده‌است و به بیمارستان انتقال یافته‌است. در بیمارستان خانم پزشکی به نام مندرا از وی مراقبت می‌کند. اما مهیر بر اثر ضربه به سرش حافظه اش را از دست داده‌است و هیچ نشانی از خانواده اش ندارد. در این میان مندرا به مهیر علاقه‌مند می‌شود.

💡 معروفترین چشمه‌های مجارشین عبارت است از: مهیر چشمه سی، آغ بولاغ چشمه سی، رستم چشمه سی، قویی چشمه

💡 خانوادهٔ ویرانی که مهیر را از دست رفته می‌دانند فردی به نام انوپم را که از دوستان مهیر است را برای ازدواج با تولسی انتخاب می‌کنند.