منقصه

مترادف‌ها

نقص، عیب، کاستی، کمبود

متضادها

کمال، برتری، فضیلت

لغت نامه دهخدا

منقصه. [ م َ ق َ ص َ / ص ِ ] ( ازع، اِ ) منقصة. منقصت. نقص. عیب. کاستی:
اخلاص و صدق و منقبه داریم و خود نداشت
غدر و نفاق و منقصه تا خاندان ماست.خاقانی.رجوع به منقصة و منقصت شود.

جمله سازی با منقصه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ثلاث هن فی البطیخ فضل و فی الانسان منقصه و ذله

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران