لغت نامه دهخدا
ودر. [ وَ ] ( ع مص )مست شدن چنانکه بیهوشی طاری گردد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || دور کردن و تبعید نمودن. ( از اقرب الموارد ).
ودر. [ وَ ] ( ع مص )مست شدن چنانکه بیهوشی طاری گردد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || دور کردن و تبعید نمودن. ( از اقرب الموارد ).
مست شدن چنانکه بیهوشی طاری گردد. یا دور کردن و تبعید نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخش لاجان در میان شهرهای پیرانشهر و مهاباد و نقده و اشنویه ودر نزدیکی پسوه بزرگترین روستای استان آذربایجان غربی واقع است. بسیاری از مردم شهرهای پیرانشهر و مهاباد و نقده و اشنویه اصلیتشان به روستاها و شهرهای این بخش برمیگردد.
💡 حمید درخشان (زاده ۳ بهمن ۱۳۳۷ - تهران)، بازیکن بازنشسته و سرمربی فوتبال اهل ایران است. وی سابقه بازی در باشگاه فوتبال پرسپولیس و تیم ملی فوتبال ایران را دارد. همچنین او نقش کوتاهی در سریال پژمان ودر نقش خود بازی کرده است.
💡 این روستا به طور ویژه به دلیل همجواری با جنگل در طول روز آب وهوایی معتدل ودر شب آب و هوایی رو به خنکی و سرد و شبه کوهستانی دارد.میزان بارش در این روستا نسبت به مناطق همجوار همیشه بیشتر است.
💡 بر دردولت سرای یار اگر ندهند بار صد دلیل آریم ودر پیشش به صدافسون رویم
💡 واژهٔ واسمش که نام اصلی این منطقه میباشد ودر زمان اصلاحات ارضی(زمان رضاشاه) و تبدیل نامهای محلی به فارسی باسمنج نامیده شد.و در سال۱۳۳۶از دهیاری به شهرداری تبدیل شد
💡 کارخانه سیمان شاهرود که یکی از بزرگترین مراکز صنعتی شهرستان شاهرود بهشمار میرود، در بخش بسطام ودر این دهستان قرار دارد.