لغت نامه دهخدا
موریکیوس. ( اِخ ) موریس فلاویوس تیبریوس موریکوس، امپراتور روم شرقی. رجوع به موریس شود.
موریکیوس. ( اِخ ) موریس فلاویوس تیبریوس موریکوس، امپراتور روم شرقی. رجوع به موریس شود.
موریس فلاویوس تیبریوس موریکیوس امپراتور روم شرقی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با اینکه فوکاس بنا به تأکید سربازان شورشی، تنها رهبر آنها بود و نه امپراتور، اما از فرصت پیش آمده استفاده کرد و با کنار زدن رقیبان، خود به عنوان امپراتور به تخت نشست. موریکیوس در اثر این شورش از سلطنت خلع و کشته شد.[اخ]
💡 ۳. حس بینیازی دولت ایران از ملوک لخمی، بهواسطهٔ انعقاد صلح ممتد، بین خسرو و پدر زن او موریکیوس. این قرارداد صلح، در سال ۶۰۲ میلادی، بهعلت قتل موریکیوس ملغی شد. طبق این نظریه قتل نعمان باید پیش از این تاریخ بودهباشد.