لغت نامه دهخدا
گلیم سیه. [ گ ِ م ِ ی َه ْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مجازاً بخت بد:
بس گلیم سیهاکز نظرت گشت سپید
نظر تو سیهی پاک بشوید ز گلیم.فرخی.
گلیم سیه. [ گ ِ م ِ ی َه ْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مجازاً بخت بد:
بس گلیم سیهاکز نظرت گشت سپید
نظر تو سیهی پاک بشوید ز گلیم.فرخی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا هست گلیم سیه بخت به روزن خورشید به ویرانه ما نور نبخشد
💡 بدان گلیم سیه درخور است روی سیاه چنانکه رنگ رکو درخورد به اصل رکو