مکافا

لغت نامه دهخدا

مکافا. [ م ُ ] ( از ع، اِمص ) مخفف مکافات، نظیر مداوا و مدارا، مخفف مداوات و مدارات:
شه مرا زر داد گوهر دادمش زر را عوض
آن کرامت را مکافا برنتابد بیش از این.خاقانی.بددلی در ره نیکی چه کنی کاهل نیاز
نیک را هم نظر نیک مکافا بینند.خاقانی.و رجوع به مکافات شود.

جمله سازی با مکافا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بد دلی در ره نیکی چه کنی کاهل نیاز نیک را هم نظر نیک مکافا بینند

💡 شه مرا زر داد، گوهر دادمش زر را عوض آن کرامت را مکافا برنتابد بیش از این

💡 گفته‌ای جان دهمت نان جوین می ندهی بی‌خبر دانیم ار هیچ مکافا نکنم

💡 دانی حدیث آن زن حلواگر گدای گفتا چنین کنی به مکافا چنین خوری

💡 من چه بد کردم که او هر ساعتی؟ با من آن بد را مکافا می کند