نورم
مترادفها
هنجار، معیار
متضادها
ناهنجاری، انحراف
لغت نامه دهخدا
نورم. [ نُرْ ] ( فرانسوی، اِ ) هنجار. ( لغات فرهنگستان ). رجوع به نورمال شود.
فرهنگ فارسی
هنجار
جمله سازی با نورم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چراغم برفزور از شعله ذات ز نورم ساز روشن ذات ذرات
💡 چه نورم بتن تا نفس باقیست کنم هر زمان وصلت ای جان هوس
💡 اگر نورم بود از حق وگر نار خدایست او مرا با بندگی کار
💡 ظلمانیم ز شهوت، نورانی از محبت بنوازی ار به نورم ور سوزیَم به ناری
💡 چو نورم در همه اینجا پدید است از آن پنهانیم پیدا پدید است
💡 نی ز نورم دشت و در آئینه پوش نی به دریا از جمال من خروش
💡 در روانشناسی، رفتار فرد باید با نورمهای اجتماعی جامعه همسو باشد تا از بروز مشکلات رفتاری و انزوای اجتماعی در محیطهای جمعی جلوگیری به عمل آید.
💡 هر جامعهای دارای یک سری نورمهای فرهنگی خاص است که افراد با رعایت آنها میتوانند به راحتی در میان دیگران پذیرفته شوند و تعامل کنند.
💡 تغییر در نورمهای اخلاقی در طول تاریخ نشاندهنده تکامل اندیشههای بشری و تغییر در نگرشهای مردم نسبت به مسائل مختلف در جوامع مختلف است.