نورمال
مترادفها
عادی، معمولی
متضادها
غیرعادی، ناهنجار
لغت نامه دهخدا
نورمال. [ نُرْ ] ( فرانسوی، ص ) به هنجار. ( لغات فرهنگستان ). نُرمال. طبیعی. رجوع به نرمال شود.
فرهنگ فارسی
بهنجار ٠ نرمال ٠
جمله سازی با نورمال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سال ۱۳۸۵ فیلم کوتاه در آخرین تحلیل را بر اساس نمایشنامهٔ محسن یلفانی با بازی حسن معجونی و شبنم طلوعی کارگردانی میکند. همان سال نیز مستند شاه صنم و زیبا صنم را میسازد که داستان روبرویی دو فرهنگ ایران و فرانسه است و به مشکلات سانسور در ایران میپردازد.[۱۰] سال ۱۳۸۸ تینوش نظمجو برای اکران این دو فیلم در مدرسه نورمال سوپریور پاریس به فرانسه برمیگردد.
💡 (مصاحبهگر) امروزه بسیاری هستند که میگویند آشویتس دروغ بود، اینکه کسی در آنجا با گاز کشته نشد.(کادوک) باید بگویم، از دید من این افراد نورمال نیستند. ما باید به حقیقت پایبند باشیم. افرادی وجود دارند که آن را دروغ میشمارند، اما آنچه اتفاق افتاده، اتفاق افتاده و دربارهاش تردیدی نیست.
💡 در محیطهای کاری مدرن، داشتن یک تعادل نورمال میان زندگی شخصی و فعالیتهای حرفهای برای جلوگیری از فرسودگی شغلی بسیار حیاتی است.
💡 بسیاری از مردم تصور میکنند که زندگی بدون چالش، یک زندگی نورمال است، در حالی که سختیها بخشی جداییناپذیر از مسیر رشد هستند.
💡 سیستمهای نظارتی جدید برای اطمینان از اینکه وضعیت اقتصادی در یک محدوده نورمال باقی میماند، به طور مداوم دادهها را بررسی میکنند.