نو پرواز

لغت نامه دهخدا

نوپرواز. [ ن َ / نُو پ َرْ ] ( ص مرکب ) مرغی که پر تازه آورده باشد. ( آنندراج ). نوپر:
این یکی پیرایه فر همای سلطنت
باز نوپرواز دولت صید گردون آشیان.وحشی ( از فرهنگ فارسی معین ).به وصلش تا رسم صد بار در خاک افکند شوقم
که نوپروازم و شاخ بلندی آشیان دارم.نظیری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

مرغی که پر تازه در آورده باشد ٠ نوپر ٠

جمله سازی با نو پرواز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشق کهنه صیادیست ما چو مرغ نو پرواز خال مهوشان دانه، زلف دلبران دامست

💡 جدا ز آن شاخ گل گردد دلم هر لحظه بر شاخی چو نو پرواز مرغی کو کند گم آشیانش را

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز