کژ طبع
مترادفها
بدطبع، بدخلق، تندخو
متضادها
راستطبع
لغت نامه دهخدا
کژطبع. [ ک َ طَ ]( ص مرکب ) که طبعی منحرف و ناراست دارد:
اشتر به شعر عرب در حالتست و طرب
گر ذوق نیست ترا کژطبع جانوری.سعدی ( گلستان ).
فرهنگ فارسی
که طبعی منحرف و ناراست دارد.
جمله سازی با کژ طبع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گیسوی تو گر سر کشد او را چه توان گفت با هندوی کژ طبع محاکا نتوان کرد
💡 ور شعر دیگران بگزیند به شعر من کژ طبع جاهلیکه پلید است وکودنا
💡 خط کژ طبع تو هم راست طبعست که جز با لعل تو خوش در نیاید
💡 اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب گر ذوق نیست تو را کژ طبع جانوری
💡 آن شخصیت در داستانهای کلاسیک، مردی کژ طبع بود که به دلیل رفتارهای بسیار عجیب و غریب خود، همواره مورد انتقاد و طرد شدن جامعه قرار میگرفت.
💡 برخلاف تصور بسیاری از مردم، او یک فرد کژ طبع نبود، بلکه تنها به دلیل تفاوت دیدگاههای فکری با اطرافیان، تمایل به تنهایی و سکوت داشت.
💡 در مدیریت سازمانهای بزرگ، برخورد با کارکنان کژ طبع نیازمند صبر و حوصله بسیار زیاد و استفاده از روشهای روانشناختی هوشمندانه برای حفظ نظم محیط کار است.