لغت نامه دهخدا
کژطبع. [ ک َ طَ ]( ص مرکب ) که طبعی منحرف و ناراست دارد:
اشتر به شعر عرب در حالتست و طرب
گر ذوق نیست ترا کژطبع جانوری.سعدی ( گلستان ).
کژطبع. [ ک َ طَ ]( ص مرکب ) که طبعی منحرف و ناراست دارد:
اشتر به شعر عرب در حالتست و طرب
گر ذوق نیست ترا کژطبع جانوری.سعدی ( گلستان ).
که طبعی منحرف و ناراست دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیسوی تو گر سر کشد او را چه توان گفت با هندوی کژ طبع محاکا نتوان کرد
💡 ور شعر دیگران بگزیند به شعر من کژ طبع جاهلیکه پلید است وکودنا
💡 خط کژ طبع تو هم راست طبعست که جز با لعل تو خوش در نیاید
💡 اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب گر ذوق نیست تو را کژ طبع جانوری