پیکارجو

لغت نامه دهخدا

پیکارجو. [ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) پیکارجوی:
سپهبد شگفتی بماند اندر او
بدو گفت کای ماه پیکارجو.فردوسی.

فرهنگ عمید

پیکارجوینده، جنگجو، رزم جو.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پیکارجوی: سپهبد شگفتی بماند اندرو بدو گفت کای ماه پیکار جو. ( شا. لغ. )

جمله سازی با پیکارجو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۱۹۵۹، هوتوها سلطنت توتسی‌ها را برانداختند و ده‌ها هزار نفر از توتسی‌ها به کشورهای همسایه از جمله اوگاندا گریختند. جمعی از این توتسی‌ها یک گروه پیکارجو به نام جبههٔ هواداران رواندا تأسیس کردند که در سال ۱۹۹۰ به رواندا حمله کرد و تا سال ۱۹۹۳ که قرارداد صلح بسته شد، مشغول به جنگ بودند.

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز