لغت نامه دهخدا
ولایت گشای. [ وَ / وِ ی َ گ ُ ] ( نف مرکب ) ولایت گشاینده. فتح کننده و تسخیرکننده شهرها. ولایت ستان:
ولایت گشایان گردن فراز
نشستند و بردند شه را نماز.نظامی.
ولایت گشای. [ وَ / وِ ی َ گ ُ ] ( نف مرکب ) ولایت گشاینده. فتح کننده و تسخیرکننده شهرها. ولایت ستان:
ولایت گشایان گردن فراز
نشستند و بردند شه را نماز.نظامی.
ولایت گشاینده ولایت ستان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوار او ملک عالم است و خسرو دهر خدایگان ولایت گشای اعدا مال